سلام خدمت همه دوستان و خوانندگان این وبلاگ
این وبلاگ دیگر آپدیت نخواهد شد
۸ماه گذشت و در این مدت دلگرمی من شما دوستان بودید. زمانی لازم می دیدم که این وبلاگ رو بزنم تا هم من و هم شما در کنار هم حرفهای ناگفته ای را که داریم بزنیم. هم من حرف زدم وهم شما.امروز آخرین پست این وبلاگ رو می نویسم و دیگه هیچوقت پست دیگه ای به این وبلاگ اضافه نمی شه اما همچنان منتظر نظرهای شما هستم. تشکر می کنم از همه شما دوستانم و آرزوی خوشبختی برای همه شما
خیلی دوست داشتم تا بتونم کمکت بکنم اما نتونستم ناجی خوبی برات باشم.همیشه موفق و خوشحال باشی
به عنوان آخرین مطلب ۱۳ درس زندگی از گابریل گارسیا مارکز رو براتون میذارم امیدوارم خوشتون بیاد
سيزده نكته مهم زندگي و عشق
يك : دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام بودن با تو پيدا مي كنم .
دو : هيچكس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.
سه : اگر كسي تو را آنگونه كه مي خواهي دوستت ندارد، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
چهار : دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد و لي قلب تو را لمس كند.
پنج : بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.
شش : هرگز لبخند را ترك نكن، حتي وقتي ناراحتي. چون هر كس ممكن است عاشق لبخند تو شود.
هفت : تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
هشت : هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
نه : شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را. به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكر گذار باشي.
ده : به چيزي كه گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.
يازده : هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني.
دوازده : خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آن كه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد.
سيزده : زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري.
گابريل گارسيا ماركز
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 23:33  توسط هادی
|
سلام خدمت همه دوستان و خوانندگان این وبلاگ
این وبلاگ دیگر آپدیت نخواهد شد
۸ماه گذشت و در این مدت دلگرمی من شما دوستان بودید. زمانی لازم می دیدم که این وبلاگ رو بزنم تا هم من و هم شما در کنار هم حرفهای ناگفته ای را که داریم بزنیم. هم من حرف زدم وهم شما.امروز آخرین پست این وبلاگ رو می نویسم و دیگه هیچوقت پست دیگه ای به این وبلاگ اضافه نمی شه اما همچنان منتظر نظرهای شما هستم. تشکر می کنم از همه شما دوستانم و آرزوی خوشبختی برای همه شما
خیلی دوست داشتم تا بتونم کمکت بکنم اما نتونستم ناجی خوبی برات باشم.همیشه موفق و خوشحال باشی
به عنوان آخرین مطلب ۱۳ درس زندگی از گابریل گارسیا مارکز رو براتون میذارم امیدوارم خوشتون بیاد
سيزده نكته مهم زندگي و عشق
يك : دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام بودن با تو پيدا مي كنم .
دو : هيچكس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.
سه : اگر كسي تو را آنگونه كه مي خواهي دوستت ندارد، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
چهار : دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد و لي قلب تو را لمس كند.
پنج : بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.
شش : هرگز لبخند را ترك نكن، حتي وقتي ناراحتي. چون هر كس ممكن است عاشق لبخند تو شود.
هفت : تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
هشت : هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
نه : شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را. به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكر گذار باشي.
ده : به چيزي كه گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.
يازده : هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكني.
دوازده : خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آن كه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد.
سيزده : زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري.
گابريل گارسيا ماركز
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 23:30  توسط هادی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 22:21  توسط هادی
|
نگاهی به زندگی سلمان خان
سلمان خان هنريشه مسلمان سينماي باليوود در 27 دسامبر 1965 بدنيا آمد.نام پدرش سليم خان و مادرش سلما خان است . او داراي دو برادر با نامهاي ارباز خان و سهیل خان و يک خواهر با نام آلویرا خان و يک خواهر ناتني با نام: آرپیتا خان مي باشد .
شاید عده کمی بدانند که این بازیگر پر قدرت با آن چهره جدی که همه او را با ساخته سوراج بارجایتا با عنوان مین پیارکیا شناخته اند نخستین بار در واقع در فیلم بیوی هوتا آیسی ساخته جی کی بهاری به سینما قدم گذاشت.
نقش مقابل او را رکا ایفا می کرد که او را از یک بچه لوس و گندیده به یک شخصیت اجتماعی با رفتاری قابل توجه پیدا می کند. سلمان خان که دوستانش او را سالو صدا می کردند پس از دوخان مطرح دیگر هند یعنی شاهرخ خان و امیر خان به یک خان محبوب دیگر بدل شد. پسر سلیم خان بزرگ که همراه با جاوید اختر یک تیم نویسندگی موفق را به براه انداختند همراه دو خواهر و دو برادر دیگر بزرگ شد. این بازیگر در این سالها شانه به شانه شایعات در حرکت بود. ماجرای جدایی غیر منظره اش از آیشوریا رای پس از دو سال نامزدی به یک حادثه بی پایان بدل شد تا جایی که او حاضر نیست حتی در یک فیلم دیگر با این ستاره زن همبازی شود و دلیلش را تنها برخی از مسایل شخصی عنوان نمود.
 |
از سویی خبر درگیری اش با ویویک اوبری به خاطر همین مسئله و اینکه در یک شب 41 بار او را به صورت تلفنی تهدید به مرگ می کند به بمب خبری مجلات تبدیل می شود.سلمان خان بارها به خاطر حمل اسلحه ،درگیری و تصادف از سوی پلیس دستگیر شده تا جایی که در اکتبر 2002 نزدیک بود به خاطر یک تصادف منجر به فوت به ده سال زندان محکوم شود. او که در سال 2001 به عنوان هفتمین چهره محبوب جهان از سوی مجله پیپل معرفی شده.او علی رغم همه شایعات توانسته سوپر استار سینمای هند باشد و شاید این به خاطر مسایل اجتماعی باشد که درگیرش است .خصوصا دیدارهای همیشگی اش از کودکان در بیمارستانها و فعالیت های خیریه اش. سلمان خان به دوربين_سينماي خانگي و اتومبيل مرسدس بنز علاقمند است . نوشيدني مورد علاقه او نيز چاي سردمي باشد.
اين سوپر استار سينماي هند بد اخلاق و غیر قابل پیش بيني بوده و همچنین مانند کودکان بهانه گیر است.سلمان خان آدم غیر عادی و وسواسی مي باشد . او هرگز حاضر نيست تمرینات بدنیش را از دست بدهد.وي در مورد پاکیزگی خیلی سختگیر مي باشد بطوري که ساعتهاحمام کردن او یا حتی شستن دندانها يش وقت مي گيرد .
سبک پوشیدن لباس: اين هنر پيشه سينماي هند خیلی کم لباسهای رسمی به تن مي کند و عاشق لباسهای خودمانی، سیاه و آبی، شلوارهای تنگ با پیراهن یا تی شرت مي باشد . او لباسهايش را از لندن و گهگاه از سنگاپور خريداري مي کند.
داستان صابون: يکي از تفريحات و سرگرمي هاي سلمان خان جمع آوري صابون مي باشد . اودر حمامش هم کلکسیونی از صابونهای دلخواهش که دست ساز و گیاهی مي باشند را جمع آوري کرده .صابونهای مورد علاقه او ساخته شده است از میوه های طبیعی و عصاره گیاهان است.
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 1:20  توسط هادی
|
به مناسبت بیست و نهمین سالگرد درگذشت دکتر شریعتی
دکتر علی شریعتی در دوم آذر ماه سال هزار و سیصد و دوازده در روستای کاهک از توابع سبزوار به دنیا آمد . پدرش محمد تقی شریعتی از محققان و نویسندگان دینی معاصر و مادرش زهرا امینی است .
دوران دبستان را در مزینان گذراند و برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان وارد دبیرستان فردوسی مشهد شد و در سال 1329 وارد دانشسرای مقدماتی مشهد شد. در سال 1331 دانشسرای مقدماتی را به پایان رساند و اقدام به تاسیس انجمن اسلامی دانش آموزان نمود.
 |
در سال 1332 به عضویت نهضت مقاومت ملی در آمد و در سال 1333 موفق به اخذ دیپلم کامل ادبی شد و در همان سال اولین کتاب خود را که ترجمه ای از یک کتاب بود به چاپ رساند.
دکتر علی شریعتی در سال 1334 وارد دانشکده ادبیات مشهد شد و در همان سال اقدام به انتشار یکی از انقلابی ترین کتابهای خود یعنی ابوذر غفاری نمود .
در سال 1336 به همراه عده ای از اعضای نهضت مقاومت ملی در مشهد دستگیر شد و در سال 1337 از دانشکده ادبیات با رتبه اول فارق التحصیل شد و با یکی از همکلاسیان خود به نام پوران شریعت رضوی ازدواج کرد .
دکتر علی شریعتی در سال 1338 با بورسیه دولتی برای ادامه تحصیلات عازم فرانسه شد و در آنجا هم دست از مبارزه بر نداشت و به سازمان آزادیبخش الجزایر پیوست و به همین دلیل مدتی را در زندان فرانسه به سر برد و در همانجا بود که با افکار نوین افرادی چون سارتر و فانون و ... آشنا شد .
در سال 1341 بود که به همکاری با جبهه ملی و نهضت آزادی و نشریه ایران آزاد پرداخت و به همین دلیل پس از پایان تحصیلات و اخذ مدرک دکتری در رشته تاریخ و مراجعت به ایران در مرز دستگیر شد ولی پس از مدتی آزاد شد و به همکاری با اداره فرهنگ پرداخت و پس از آن به عنوان کارشناس بررسی کتب درسی منسوب شد .
اوج فعالیتهای دکتر در سال 1345 هنگامی که به عنوان استادیار رشته تاریخ دانشکده مشهد برگزیده شد ، شروع شد و در سال 47 بود که به سخنرانیهای آتشین خود در حسینیه ارشاد پرداخت و به همین علت در سال 52 به مدت 18 ماه در زندان انفرادی شهربانی بود. که پس از آن از سخنرانی منع و خانه نشین شد و مجبور به ترک ایران شد که متاسفانه این سفر دیگر بازگشتی نداشت .
دکتر علی شریعتی در سحرگاه 29 خرداد 1356 در سوت همپتون انگلیس جان به جان آفرین تسلیم می کند و دوستان و آشنایان با افکارش را در غمی بزرگ فرو می برد.
آرامگاه دكتر علي شريعتي در كشور سوريه شهر دمشق در زينبيه در كنار مقبره آن بانوی گرامی و دخت امام علی علیه السلام حضرت زینب كبري قرار دارد.
عکسها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 1:16  توسط هادی
|
مصاحبه با یکتا ناصر
<<اولين شب آرامش >> بهانه خوبي بود تا ما به سراغ <<يکتا ناصر>> برويم . يکتا ناصر همان کسي است که با نقش نوشين در اولين شب آرامش ، نه تنها خود آرامشي ندارد ، بلکه آسودگي ديگران را نيز بر هم زده است . بازي مرموز به همراه شيطنت ناصر از او بازيگري محبوب ساخته ، وي با سريال <<گل هاي کاغذي >> در سال 75 پا به عرصه هنر گذاشت و اوج کار او را در سريال <<با من بمان >> و نيز فيلم سينمايي <<ساقي >> ديده ايم . او امروز با سال ها تجربه کاري ، بازي در کنار هنرمندان پيشکسوت و حرفه اي، در اوج جواني به عنوان بازيگري پبشکسوت خود را به عالم سينما معرفي کرده است . يکتا ناصر در دوازدهم آبان ماه سال 1357 در تهران متولد شد . در رشته منابع طبيعي تحصيل کرده ، در ضمن وي هيچ گونه تحصيلات آکادميکي در زمينه بازيگري ندارد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 1:7  توسط هادی
|
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 1:2  توسط هادی
|
|
بنيامين : 7 ماهه خواننده شدم  (بنيامين) خواننده جواني است كه با ترانه دنيا ديگه مثل تو نداره نداره، نه ميتونه بياره به شهرت رسيد، پس از اينكه چند سال بازار موسيقي از تب هميشگي برخوردار نبود، و به نوعي راكد بود، بنيامين آلبوم (سال 85) را روانه بازار كرد، گرچه ترانههاي اين آلبوم پيش از اينكه مجوزدار روانه بازار شود، دست به دست ميچرخيد و همه از يك آلبوم بدون مجوز صحبت ميكردند، اما وقتي در سال 85 آلبوم روانه بازار شد، همان افراد متوجه شدند كه آلبوم (بنيامين) مجوز دارد... پس از تعطيلات نشريات زيادي به سراغ بنيامين رفتند و با او مصاحبه كردند، از اين رو سعي كرديم كه با او گفتگويي متفاوت انجام دهيم، گپي دوستانه روي پشت بام خانه بنيامين انجام پذيرفت. (گفتگو با بنيامين) را در ادامه مطلب بخوانيد
| |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 0:55  توسط هادی
|
به خدا حافظي تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتي و دلم ثانيه اي بند نشد
لب تو ميوه ي ممنوعه ولي لب هايم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغي همه جا گشتم و گشتم در شهر
هيچ کس هيچ کس اينجا به تو مانند نشد
هر کسي در دل من جاي خودش را دارد
جانشين تو در اين سينه خداوند نشد
خواستند از تو بگويند شبي شاعر ها
عاقبت با قلم شرم نوشتند نشد

خود را اگرچه سخت نگه داري از گناه
گاهي شرايطي است که ناچاري از گناه
هر لحظه ممکن است که با برق يک نگاه
بر دوش تو نهاده شود باري از گناه
گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم ...
گفتي: تو هم چه ذهنيتي داري از گناه !
سخت است اينکه دل بکنم از تو، از خودم
از اين نفس کشيدن اجباري، از گناه
بالا گرفته ام سر خود را اگرچه عشق
يک عمر ريخت بر سرم آواري از گناه
دارند پيله هاي دلم درد مي کشند
بايد دوباره زاده شوم – عاري از گناه
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 1:54  توسط هادی
|
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 1:44  توسط هادی
|